
سلام دوستان
در مورد بازی ها ی مورد علاقتون گفتین واقعا خیلی خوب بود از همه دوستان
متشکرم که بازی های مورد علاقشون رو با بقیه به اشتراک گذاشتن
خاطرات هر کسی براش خیلی عزیزه و یک جورایی قشنگ و شیرینه
من همیشه از پدر بزرگ خدا بیامرزم تو بحث هاش می شنیدم که از تجربیاتش و خاطراتش
می گفت وقتی می گفت معلوم بود با چه علاقه ای تعریف می کرد . همه ی پدر و مادر بزرگا اینطوری هستن
اگه در جمع ما نیستن خدا رحمتشون کنه واگه هستن خدا بهشون عمر با عزت بده
و الهی که 120 سال دیگه زنده باشن و بالای سر ما باشن تا بهمون درس زندگی بدن.
با این که تا خاطرات کامپیوتر و دنیای مجازی برای پدر بزرگا بشه حد اقل 30 سال طول می کشه شاید کم تر یا بیشتر
ولی خوب حتما نباید این خاطرات خیلی دور بشن می تونیم الان با گفتنش زندش کنیم
و از گفتنش لذت ببریم

معمولا هر کسی وقتی یک چیزی رو آرزوشو داره وقتی بهش می رسه خیلی حس خوبی پیدا می کنه
مخصوصا اگه به بچگی مربوط بشه . الان دیگه برای خیلی از بچه ها این شیرینی وجود نداره
اصلا قبل از این که دنیا بیاد تو خونه همه چی وجود داره
و سرگرمیش اول تبلت و ps۴ وایکس باکسه
بعد هم کامپیوتر و لپتاب به نظرم اون لذتی که قدیم بود رو ندارن
قبلنا که این همه پیشرفت علمی نبود یک آتاری داشتیم باهاش هوا پیما بازی می کردیم
و خوشحال می شدیم که یک ستاره رو بزنیم رنگ آسمون عوض بشه
یا اگه نبود بازی های دیگه (غیر ویدئویی)
امیدوارم بچه های این دوره هم بتونن شادی اون دوران رو داشته باشن

حالا اون دورانی که شما کامپیوتر نداشتین( اگه هم از اول داشتین یک وسیله مشابه رو بگین)
و آرزوش رو داشتین ، مثلا دوستتون می گفت من کامپیوتر خریدم بعد شما هم آرزوشو داشتین ولی هنوز
ندارینش بعدا به یک دلیلی می خرینش حالا مثلا نمره هاتون خوب شده ، جایزه گرفتین و.....
اولین باری که کامپیوتر رو روشن می کنین و با موس و کیبورد کار می کنین اولین کارتون باهاش چی بود
اگه خاطره بامزه ای هم دارین بگین

اول خودم میگم
اولین بار که کامپیوتر می خواستم بخرم به دوران دبستان بر می گرده
خیلی آرزو شو داشتم . موقعی که تصمیم به خریدش رو گرفتم دل تو دلم
نبود .(من اصلا با وعده معدل بالا کامپیوتر دار نشدم چون معدلم بالا بود)
اول میزش رو خریدم بعد از دو سه روز هم رفتم شرکت یک آقایی که مشخصات سیستم رو
بهش بدم . کامپیوتر خیلی قوی رو انتخاب کردم(نسبت به اون زمان) و بهترین بلندگو هارو براش انتخاب کردم
بعد طرف با پسرش اومد که نصبش کنه . پسرش از من کوچک تر بود . ولی بهش یاد داده بود
که مثلا سیم هارو کجا نصب کنه و اینا
بعد از نصب سیستم عامل و نرم افزار هاش تعدادی بازی هم روش نصب کرد
دل تو دلم نبود خیلی خوشحال بودم . پسرش رفت تو یک بازی و شروع به بازی کردن کرد
بعد به من گفت بیا تو هم بازی کن . حالا من هم که بلد نبودم باهاش کار کنم گفتم حالا بعدا
بازی می کنم . بعدا که رفتن رفتم سراغش و روشنش کردم .
حرکت دادن موس و تنظیمش سخت بود نمی شد درست برم رو آیکن ها
اومدم یک بازی رو باز کنم کلیک راست کردم ولی حین کلیک راستم موس رو می کشیدم
و هی گزینه copy here میومد و منم که انگلیسی بلد نبودم . خلاصه رو دسکتاپ صد تا کپی درست
کردم . ولی بالا خره بازی رو اجرا کردم. به سختی یک چیزایی بازی کردم
ذوق زده شده بودم خیلی باحال بود.
یک بار هم یه سی دی شکسته گذاشتم تو درایوش بعد چرخید و صدا دادو سی دی همون جا شکست
منم دیگه هر وقت سی دی میذاشتم و سی دی رام می چرخید فکر می گردم غیر طبیعیه
و الانه که بشکنه ولی و سیستم رو از پشت خاموش می کردم
البته این کار رو دوبار کردم ولی بعد فهمیدم که اشتباه می کردم.
کامپیوتر رو خودم یاد گرفتم و نه کلاس رفتم و نه هیچی حتی
فامیلامون دوتاشون مهندس کامپیوتر بودن ولی هیجی بهم یاد نمی دادن
منم سعی کردم با کنجکاوی تمام تو بخش های کامپیوتر سرک بکشم
و تا اینکه به اینجا رسیدم
و تلاش می کنم مثل اونایی که هیچی بهم یاد ندادن نباشم و هرچی که می دونم
به بقیه یاد بدم
اینم از خاطره کامپیوتر خریدن من
موفق باشید
ویرایش شده توسط milad_sn ۰۴ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۱:۱۳ قبل از ظهر.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان